تبلیغات
به سوی ظهور - شهید " عماد مغنیه " مردی از تبار عاشورا
به سوی ظهور

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شهید " عماد مغنیه " مردی از تبار عاشورا

تفکر شیعه ، تفکریست که ظلم و بی عدالتی را بر‌نمی‌تابد.
دفاع از عدالت طلبی و مبارزه با ظلم در این تفکر ، محافظه کاری را نمی‌پسندد و لباس و مقام و جایگاه نمی‌شناسد.

زمان و مکان مبارزه را موقعیتها مشخص می‌کنند نه سیاستها و این عینیت یافتن کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاست.
زمان و مکان شناسی ، برای دفاع از حق و حقیقت ، درس بزرگ عاشوراست و میراث گرانبهای علی( علیه السلام ) و ظلم ستیزی حسین ( علیه السلام ).
درسی که به ما می‌آموزد مرگ در راه حق و حقیقت را چون عسل شیرین بدانیم و به سوی آن بشتابیم.
و کم نبودند مردان مردی که این تفکر را شناختند و به آن عمل کردند.

شهید "عماد مغنیه" معروف به "حاج رضوان" از مردانی بود که پیام سرخ عاشورا را درک کرده و راه مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی را به عنوان هدفی مقدس انتخاب نموده بود.
راهی که در آن دو پایان بیشتر وجود ندارد ، یا پیروزی یا شهادت و شهادت قسمت او بود.
مطمئناً شهادت او نه تنها خللی در حرکت مقاومت ایجاد نخواهد کرد ، بلکه همچون گذشته با شهادت هر رزمنده روحیه مبارزه و ظلم ستیزی در همرزمان و همفکرانش شعله‌ ورتر خواهد شد.

برای یک شیعه مبارز ، مهم نیست که حرکت و اعتقاد او را چه بنامند.
اگر به تعبیر صاحبان زر و زور و دنیاپرستان کور دل ، دفاع از مظلوم و مقابله با ظلم و تجاوز مستکبران و جهانخواران تروریسم است ، مبارز شیعه افتخار می‌کند به این به اصطلاح تروریسم بودن ، چون این واژگان پوشالی لایق کسانی است که خود تجسم عینی تروریسم بین‌الملل و پروش دهنده آن هستند.

دوستان خوشحال باشند و دشمنان پریشان و سردر گم و بدانند که عماد مغنیه ‌های بیشماری در اقصی نقاط جهان آماده جان فشانیند و جانبازی و مرگ در راه خدا و مبارزه با ظلم و بی‌داد را از زندگی خفت بار و زیر یوق ظالمان ترجیح می‌دهند و لحظه شماری می‌کنند برای جهاد در راه خدا.

و چه زیبا گفت سید شهیدان اهل قلم "سید مرتضی آوینی":
زندگی زیباست ، اما شهادت از آن زیباتر است.
سلامت تن زیباست ، اما پرنده‌ی عشق، تن را قفسی می‌بیند كه در باغ نهاده باشند.
و مگر نه آنكه گردن‌ها را باریك آفریده‌اند تا در مقتل كربلای عشق آسان‌تر بریده شوند؟
و مگر نه آنكه از پسر آدم ، عهدی ازلی ستانده‌اند كه حسین(ع) را از سر خویش بیش‌تر دوست داشته باشد؟
و مگر نه آنكه خانه‌ تن راه فرسودگی می‌پیماید تا خانه‌ روح آباد شود؟
و مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه‌ سرگردان آسمانی ، که كره‌ زمین باشد ، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند؟
و مگر از درون این خاك اگر نردبانی به آسمان نباشد ، جز كرم‌هایی فربه و تن‌پرور بر می‌آید؟
پس اگر مقصد را نه اینجا ، در زیر این سقف‌های دلتنگ و در پس این پنجره‌های كوچك كه به كوچه‌هایی بن‌بست باز می‌شوند نمی‌توان جست ، بهتر آنكه پرنده‌ روح دل در قفس نبندد.
پس اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر.
پرستویی كه مقصد را در كوچ می‌بیند، از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : نسیم سحر

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان